پرش به محتوای اصلی
ROSHAFAMILYروشا فمیلی · بانوان و خانواده
مادر۴ دقیقه مطالعه

مادر شدن، یک دوره‌ی رشد است: چیزی که کسی به ما نگفته بود

برای نوجوانی اسم داریم و از خانواده انتظار صبر؛ برای مادر شدن نه. پژوهشگران به این گذار می‌گویند «matrescence». چرا دانستنش حال مادر را بهتر می‌کند و چرا رشد خودِ مادر، لوکس نیست.

مادر شدن، یک دوره‌ی رشد است: چیزی که کسی به ما نگفته بود
خلاصه در سه خطانسان‌شناس دانا رافائل در ۱۹۷۳ برای گذار به مادری اسم گذاشت: matrescence، هم‌وزن نوجوانی. تغییرات هورمونی، مغزی و هویتی این دوره واقعی و اندازه‌گیری‌شده‌اند، ولی چون اسم ندارد، مادر فکر می‌کند مشکل از خودش است. شناختن این دوره و داشتن جایی برای رشدِ خودِ مادر، نه تجمل، که بخشی از سلامت خانواده است.

برای نوجوانی اسم داریم. می‌دانیم بدن عوض می‌شود، هورمون‌ها بالا و پایین می‌روند، هویت در حال ساخته شدن است، و از خانواده انتظار صبر داریم. برای مادر شدن، چنین اسمی در زبان روزمره نداریم. بانویی که کودکی به دنیا آورده، قرار است همان آدم قبلی باشد به‌علاوه‌ی یک کودک. و وقتی نیست، فکر می‌کند مشکل از خودش است.

اسمی که ۵۰ سال پیش گذاشته شد

انسان‌شناس آمریکایی دانا رافائل در ۱۹۷۳ برای این گذار واژه‌ای ساخت: matrescence، هم‌وزن adolescence (نوجوانی). منظورش ساده بود: مادر شدن یک رویداد نیست، یک دوره است؛ با تغییرات بدنی، هورمونی، اجتماعی و هویتی که زمان می‌برد.

این واژه دهه‌ها در گوشه‌ی متون انسان‌شناسی ماند تا این‌که اورلی آتان، روان‌شناس دانشگاه کلمبیا، دوباره آن را به میدان آورد و در چارچوبی علمی قرارش داد؛ و الکساندرا ساکس، روان‌پزشک، در ۲۰۱۷ با یک مقاله در نیویورک تایمز و یک سخنرانی TED آن را به زبان عمومی برد. پیام ساکس این بود: بسیاری از مادرانی که فکر می‌کنند افسرده‌اند، در واقع در حال گذار از دوره‌ای هستند که کسی برایش اسم نگذاشته بود.

مغز مادر واقعاً عوض می‌شود

این فقط استعاره نیست. پژوهش الزلین هوکزما و همکارانش (۲۰۱۷، Nature Neuroscience) مغز بانوان را پیش و پس از اولین بارداری تصویربرداری کرد و تغییرات ساختاری پایداری در مناطق مرتبط با شناخت اجتماعی یافت؛ تغییراتی که تا دو سال بعد هم باقی بود و آن‌قدر مشخص بود که از روی تصویر می‌شد گفت کدام بانو مادر شده است. تعبیر پژوهشگران این بود که مغز دارد برای کار جدیدی تخصصی می‌شود، نه این‌که آسیب ببیند.

پس وقتی مادری می‌گوید «حواسم مثل قبل نیست»، «چیزها را فراموش می‌کنم»، «خودم را نمی‌شناسم»، چیزی را گزارش می‌کند که اندازه‌گیری شده. دانستن این، خودِ تجربه را عوض نمی‌کند؛ ولی قضاوتِ همراهش را برمی‌دارد.

دوپارگی، نه نقص

ساکس از واژه‌ای استفاده می‌کند که خیلی از مادران با شنیدنش نفس راحت می‌کشند: ambivalence، دوگانگی. هم‌زمان عاشق کودک بودن و دلتنگ زندگی قبل؛ هم‌زمان خواستن این‌که کنارش باشی و خواستن یک ساعت تنهایی. فرهنگ به ما می‌گوید مادر خوب فقط نیمه‌ی اول را حس می‌کند. پژوهش می‌گوید تقریباً همه هر دو را حس می‌کنند و پنهان کردنِ نیمه‌ی دوم است که فشار می‌سازد، نه خودِ حس.

چرا رشد خودِ مادر، لوکس نیست

وقتی می‌گوییم «جایی برای خودت»، منظور استراحت صرف نیست؛ منظور ادامه‌ی مسیر رشد خودِ مادر است: مهارتی که نیمه‌کاره مانده، کتابی که نخوانده، گفت‌وگویی که با آدم بزرگ‌ها نکرده. سه دلیل که این موضوع به خودِ کودک برمی‌گردد:

  • تنظیم هیجان از مادر به کودک می‌رسد. کودک قبل از این‌که خودش آرام شود، از آرامش بزرگ‌تر قرض می‌گیرد. مادری که مخزنش پر است، بیشتر دارد که قرض بدهد.
  • الگوی یادگیری. کودکی که مادرش را در حال یاد گرفتن می‌بیند (نه فقط در حال رسیدگی)، یاد می‌گیرد رشد در هیچ سنی تمام نمی‌شود.
  • شبکه‌ی اجتماعی. پژوهش‌های متعدد، از جمله مرور لیهی-وارن و همکاران (۲۰۱۲)، حمایت اجتماعی را یکی از قوی‌ترین عوامل محافظ در برابر افسردگی پس از زایمان نشان می‌دهد. حلقه‌ی مادران، درمان نیست؛ ولی پیشگیری هست.

فمیلی برای همین ساخته شده

روشا فمیلی طبقه‌ی بالای همان خانه‌ای است که کودک در آن است: کافه‌ای که هر روز باز است، و به‌زودی کارگاه‌های والدگری، دوره‌های مهارتی برای خودِ مادر، و دورهمی‌هایی بی‌سخنرانی. ایده‌اش از همین مفهوم می‌آید: مادر، انسانی در حال رشد است، نه فقط «مامانِ» کسی. اگر فرزندتان در طبقه‌ی پایین است، این فضا دقیقاً به اندازه‌ی کافی نزدیک است؛ و اگر نیست، باز هم جای شماست.

منابع و مرجع رویکرد

  • Dana Raphael, Being Female: Reproduction, Power, and Change (1975)، جایی که واژه‌ی matrescence معرفی شد
  • Aurélie Athan & Lisa Miller, "Motherhood as Opportunity to Learn Spiritual Values", Journal of Prenatal and Perinatal Psychology and Health 27 (2013)؛ و صفحه‌ی پژوهشی matrescence در دانشگاه کلمبیا: matrescence.com
  • Alexandra Sacks, "The Birth of a Mother", The New York Times (2017) و سخنرانی TED "A new way to think about the transition to motherhood" (2018)
  • Elseline Hoekzema et al., "Pregnancy leads to long-lasting changes in human brain structure", Nature Neuroscience 20 (2017)
  • Patricia Leahy-Warren, Geraldine McCarthy & Paul Corcoran, "First-time mothers: social support, maternal parental self-efficacy and postnatal depression", Journal of Clinical Nursing 21 (2012)

پرسش‌های رایج

بله. مغز مادر در دوره‌ی بارداری و بعد از آن تغییرات ساختاری اندازه‌گیری‌شده‌ای دارد و هویت هم در حال بازچینی است. حس «دوپاره بودن» بین خودِ قبلی و خودِ مادر، بخشی از همین گذار است، نه نشانه‌ی مشکل. اگر این حس با بی‌خوابی شدید، بی‌علاقگی مداوم یا ناامیدی همراه شد، با متخصص صحبت کنید.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد سلامت روان مادر مستقیم روی تنظیم هیجان کودک اثر می‌گذارد. یک ساعتی که مادر برای خودش می‌گذارد، به کودک برمی‌گردد. به علاوه، کودکی که مادرش را در حال یادگیری و رشد می‌بیند، الگویی می‌گیرد که از هیچ کلاسی نمی‌گیرد.

بله. فمیلی فضای بانوان و مادران است، چه فرزندشان در مرکز رشد روزانه باشد چه نباشد. کافه هر روز باز است و فهرست علاقه‌مندان برای کارگاه‌ها و دورهمی‌ها برای همه باز است.

بارقه‌ای از نور،
از همین امروز.

برای بازدیدِ بی‌عجله از روشا، پیش‌ثبت‌نام کنید تا با شما تماس بگیریم.