مونتهسوری: وقتی کودک میگوید «کمکم کن خودم انجامش بدهم»
رویکرد ماریا مونتهسوری از یک اتاق در رم شروع شد و امروز در بیش از صد کشور زنده است. اصلهای آن، محیط آماده، و اینکه روشا از آن چه آموخته.

سال ۱۹۰۷، در یکی از محلههای فقیر رم، پزشکی به نام ماریا مونتهسوری مسئول نگهداری از گروهی از کودکان کارگران شد. او بهجای اینکه به آنها درس بدهد، تصمیم گرفت تماشا کند. آنچه دید، پایهی رویکردی شد که امروز در بیش از صد کشور دنبال میشود: کودک اگر محیط درستی داشته باشد، خودش میداند چطور رشد کند. آن اتاق را «خانهی کودکان» (Casa dei Bambini) نامید.
چهار اصل مونتهسوری
۱. ذهن جذبکننده. مونتهسوری در کتاب ذهن جذبکننده (۱۹۴۹) نوشت که کودک تا شش سالگی مثل اسفنج همهچیز را بیواسطه جذب میکند: زبان، حرکت، فرهنگ. او یاد نمیگیرد؛ «میشود». پس کیفیت آنچه دور و برش هست، مستقیم به شخصیتش تبدیل میشود.
۲. دورههای حساس. پنجرههای زمانی که کودک بیاختیار به چیزی کشیده میشود: نظم، زبان، حرکت ریز، حسها. اگر در آن پنجره محیط مناسبی باشد، یادگیری بیزحمت اتفاق میافتد؛ اگر نباشد، بعداً با تلاش بیشتر جبران میشود.
۳. محیط آماده. همهچیز در قد کودک، در دسترس، واقعی و زیبا. ابزار واقعی (نه اسباببازی) و یک نسخه از هر وسیله، تا کودک صبر و نوبت را تجربه کند.
۴. آزادی در چارچوب. کودک انتخاب میکند چه کاری، چقدر و با چه کسی؛ اما در محدودهای که مربی طراحی کرده. آزادی مونتهسوری، بیقیدی نیست؛ حق انتخاب است.
نقش بزرگتر
جملهی معروفی که به مونتهسوری نسبت میدهند این است: «کمکم کن تا خودم انجامش بدهم.» بزرگتر در این رویکرد راهنماست، نه معلم: وسیله را یکبار آرام نشان میدهد، کنار میرود و مداخله نمیکند، حتی وقتی کودک اشتباه میکند. وسایل مونتهسوری طوری طراحی شدهاند که «کنترل خطا» در خودشان است؛ استوانهای که در سوراخ اشتباه جا نمیرود، خودش به کودک میگوید دوباره امتحان کن.
نقدهایی که باید شنید
مونتهسوری بینقص نیست. بعضی پژوهشگران میگویند تأکید بر کار فردی، بازی نمادین و تخیل گروهی را کمرنگ میکند. بعضی مواد آن گران و انحصاریاند و در نسخههای تجاری، «برند» جای «اصل» را گرفته است. و مهمتر اینکه هر جایی که تابلوی مونتهسوری دارد، لزوماً به اصول آن پایبند نیست؛ نام مونتهسوری ثبتشده نیست و هر کس میتواند از آن استفاده کند.
روشا از مونتهسوری چه گرفته؟
روشا با الهام از رجیو امیلیا ساخته شده، اما سه چیز را از مونتهسوری وام گرفتهایم:
- محیط آماده. قفسههای همقد کودک، وسایل واقعی در کارگاه ساخت، و اینکه جای هر چیز پیداست.
- احترام به تمرکز. وقتی کودکی غرق کاری است، قطعش نمیکنیم؛ حتی برای عکسگرفتن.
- کارهای زندگی روزمره. آب ریختن، میوه بریدن، جارو کردن. برای کودک اینها بازی نیستند؛ کارِ واقعی و افتخارآمیزند.
چیزی که از مونتهسوری فاصله گرفتهایم، تأکید بر کار فردی است. در روشا پروژههای گروهی و گفتوگو، همانقدر جدی گرفته میشوند که کار فردی.
اگر میخواهید در خانه شروع کنید
یک قفسهی کوتاه، چهار پنج فعالیت در سینیهای جداگانه، هر کدام یک هدف روشن: ریختن، بستن دکمه، جور کردن رنگ. هر هفته یکی را عوض کنید. و مهمتر از قفسه: بگذارید کودک خودش لباس بپوشد، حتی اگر ده دقیقه طول بکشد.
منابع و مرجع رویکرد
- Association Montessori Internationale (AMI)، بنیادی که ماریا مونتهسوری در ۱۹۲۹ تأسیس کرد: montessori-ami.org
- American Montessori Society (AMS): amshq.org
- Maria Montessori, The Absorbent Mind (1949) و The Discovery of the Child (1948)


