رجیو امیلیا: صد زبان کودک
رویکردی که از خرابههای جنگ در یک شهر ایتالیایی متولد شد و روشا از آن الهام گرفته. پروژهها، مستندسازی، و محیط بهعنوان آموزگار سوم.

بهار ۱۹۴۵، چند روز بعد از پایان جنگ در ایتالیا. در روستای ویلا چلا نزدیک شهر رجیو امیلیا، بانوان روستا تصمیم گرفتند با آجرهای ساختمانهای بمبارانشده و پول فروش یک تانک رهاشده، مدرسهای برای کودکانشان بسازند. آموزگار جوانی به نام لوریس مالاگوتزی با دوچرخه به آنجا رفت تا ببیند چه خبر است، و بقیهی عمرش را همانجا ماند. از آن روستا رویکردی بیرون آمد که امروز یکی از الهامبخشترین رویکردهای دورهی کودکی در دنیاست، و روشا بر پایهی آن ساخته شده.
تصویر کودک
هر رویکرد تربیتی از یک سؤال شروع میشود: کودک کیست؟ پاسخ رجیو امیلیا روشن است: کودک توانا، کنجکاو و پر از ظرفیت است؛ نه ظرف خالیای که باید پر شود. مالاگوتزی در شعر معروفش میگوید کودک «صد زبان» دارد: نقاشی، ساختن، حرکت، آواز، بازی، گفتوگو. و بزرگترها نود و نه تای آن را از او میگیرند. کار ما نگهداشتن آن صد زبان است.
اصول رویکرد
پروژهمحوری. یادگیری از دل علاقهی خودِ کودکان شروع میشود و گاهی هفتهها ادامه پیدا میکند. اگر گروهی از کودکان به سایه علاقهمند شدهاند، پروژهی سایه شکل میگیرد: نور، کاغذ، اندازهگیری، نمایش. هیچ برنامهی از پیش نوشتهای وجود ندارد؛ برنامه در گفتوگوی روزانهی همراهان با هم و با کودکان ساخته میشود.
مستندسازی. همراهان یادداشت برمیدارند، عکس میگیرند، جملههای کودکان را مینویسند و روی دیوار میگذارند. این مستندها سه کار میکنند: به کودک نشان میدهند فکرش ارزش دارد، به همراهان کمک میکنند قدم بعدی را پیدا کنند، و به خانواده میگویند در این خانه چه میگذرد.
محیط، آموزگار سوم. بعد از بزرگترها و همسالان، محیط سومین آموزگار است. نور طبیعی، آینه، مواد طبیعی، فضایی مرکزی برای دیدار (پیاتزا) و کارگاهی به نام «آتلیه» که قلب هر مرکز رجیوست.
آتلیریستا. هنرمندی که همراه ثابت کودکان است و به آنها کمک میکند فکرشان را با مواد بیان کنند؛ نه اینکه هنر «یاد بدهد».
مشارکت خانواده. خانواده بخشی از گروه است، نه مشتری. جلسههای شبانه با والدین، پروژههای مشترک، و درِ همیشهباز.
رجیو امیلیا «روش» نیست
نکتهی مهمی که خودِ رجیو بر آن اصرار دارد: این یک روش قابل کپی نیست. مدرسههای رجیو امیلیا در همان شهر با همان فرهنگ و همان شهرداری معنا دارند. بقیهی دنیا فقط میتواند از آن الهام بگیرد و نسخهی خودش را با فرهنگ خودش بسازد. به همین دلیل روشا خودش را «الهامگرفته از رجیو امیلیا» میداند، نه «رجیو».
نقدها
رجیو امیلیا نیاز به همراهان بسیار توانمند و وقت زیاد برای گفتوگو و مستندسازی دارد؛ در مقیاس بزرگ گران است. بدون خانوادهی مشارکتکننده، نیمهکاره میماند. و چون «روش» ندارد، سنجش کیفیتش سخت است و هر جایی میتواند ادعای الهام از آن را داشته باشد.
در روشا
روشا سه اصلش را از همین رویکرد گرفته: کودک در مرکز همهی تصمیمهاست، رشد از مسیر تجربه و بازی میگذرد، و هیچچیز به شانس سپرده نمیشود. کارگاه ساخت ما همان آتلیه است، گفتوگوی روزانهی همراهان همان جلسهی برنامهریزی، و گزارش روزانه به مادرها همان مستندسازی. حیاط ۱۴۸ متری هم پیاتزای ماست؛ جایی که همه همدیگر را میبینند.
منابع و مرجع رویکرد
- Reggio Children، بنیاد رسمی رویکرد در شهر رجیو امیلیا: reggiochildren.it
- مرکز بینالمللی لوریس مالاگوتزی: reggiochildren.it/en/loris-malaguzzi-international-centre
- Edwards, Gandini & Forman (eds.), The Hundred Languages of Children (3rd ed., Praeger, 2012)


