پرش به محتوای اصلی
ROSHA NEXTروشا نکست · برای کودک
رویکردها۳ دقیقه مطالعه

رجیو امیلیا: صد زبان کودک

رویکردی که از خرابه‌های جنگ در یک شهر ایتالیایی متولد شد و روشا از آن الهام گرفته. پروژه‌ها، مستندسازی، و محیط به‌عنوان آموزگار سوم.

رجیو امیلیا: صد زبان کودک
خلاصه در سه خطرجیو امیلیا رویکردی است که پس از جنگ جهانی دوم در شهر رجیو امیلیای ایتالیا و با رهبری لوریس مالاگوتزی شکل گرفت: کودک توانا و پر از ظرفیت است، یادگیری پروژه‌محور و از دل علاقه‌ی کودکان است، محیط آموزگار سوم است و خانواده شریک. خانه رشد روشا بر پایه‌ی همین الهام ساخته شده.

بهار ۱۹۴۵، چند روز بعد از پایان جنگ در ایتالیا. در روستای ویلا چلا نزدیک شهر رجیو امیلیا، بانوان روستا تصمیم گرفتند با آجرهای ساختمان‌های بمباران‌شده و پول فروش یک تانک رهاشده، مدرسه‌ای برای کودکان‌شان بسازند. آموزگار جوانی به نام لوریس مالاگوتزی با دوچرخه به آن‌جا رفت تا ببیند چه خبر است، و بقیه‌ی عمرش را همان‌جا ماند. از آن روستا رویکردی بیرون آمد که امروز یکی از الهام‌بخش‌ترین رویکردهای دوره‌ی کودکی در دنیاست، و روشا بر پایه‌ی آن ساخته شده.

تصویر کودک

هر رویکرد تربیتی از یک سؤال شروع می‌شود: کودک کیست؟ پاسخ رجیو امیلیا روشن است: کودک توانا، کنجکاو و پر از ظرفیت است؛ نه ظرف خالی‌ای که باید پر شود. مالاگوتزی در شعر معروفش می‌گوید کودک «صد زبان» دارد: نقاشی، ساختن، حرکت، آواز، بازی، گفت‌وگو. و بزرگ‌ترها نود و نه تای آن را از او می‌گیرند. کار ما نگه‌داشتن آن صد زبان است.

اصول رویکرد

پروژه‌محوری. یادگیری از دل علاقه‌ی خودِ کودکان شروع می‌شود و گاهی هفته‌ها ادامه پیدا می‌کند. اگر گروهی از کودکان به سایه علاقه‌مند شده‌اند، پروژه‌ی سایه شکل می‌گیرد: نور، کاغذ، اندازه‌گیری، نمایش. هیچ برنامه‌ی از پیش نوشته‌ای وجود ندارد؛ برنامه در گفت‌وگوی روزانه‌ی همراهان با هم و با کودکان ساخته می‌شود.

مستندسازی. همراهان یادداشت برمی‌دارند، عکس می‌گیرند، جمله‌های کودکان را می‌نویسند و روی دیوار می‌گذارند. این مستندها سه کار می‌کنند: به کودک نشان می‌دهند فکرش ارزش دارد، به همراهان کمک می‌کنند قدم بعدی را پیدا کنند، و به خانواده می‌گویند در این خانه چه می‌گذرد.

محیط، آموزگار سوم. بعد از بزرگ‌ترها و هم‌سالان، محیط سومین آموزگار است. نور طبیعی، آینه، مواد طبیعی، فضایی مرکزی برای دیدار (پیاتزا) و کارگاهی به نام «آتلیه» که قلب هر مرکز رجیوست.

آتلیریستا. هنرمندی که همراه ثابت کودکان است و به آن‌ها کمک می‌کند فکرشان را با مواد بیان کنند؛ نه این‌که هنر «یاد بدهد».

مشارکت خانواده. خانواده بخشی از گروه است، نه مشتری. جلسه‌های شبانه با والدین، پروژه‌های مشترک، و درِ همیشه‌باز.

رجیو امیلیا «روش» نیست

نکته‌ی مهمی که خودِ رجیو بر آن اصرار دارد: این یک روش قابل کپی نیست. مدرسه‌های رجیو امیلیا در همان شهر با همان فرهنگ و همان شهرداری معنا دارند. بقیه‌ی دنیا فقط می‌تواند از آن الهام بگیرد و نسخه‌ی خودش را با فرهنگ خودش بسازد. به همین دلیل روشا خودش را «الهام‌گرفته از رجیو امیلیا» می‌داند، نه «رجیو».

نقدها

رجیو امیلیا نیاز به همراهان بسیار توانمند و وقت زیاد برای گفت‌وگو و مستندسازی دارد؛ در مقیاس بزرگ گران است. بدون خانواده‌ی مشارکت‌کننده، نیمه‌کاره می‌ماند. و چون «روش» ندارد، سنجش کیفیتش سخت است و هر جایی می‌تواند ادعای الهام از آن را داشته باشد.

در روشا

روشا سه اصلش را از همین رویکرد گرفته: کودک در مرکز همه‌ی تصمیم‌هاست، رشد از مسیر تجربه و بازی می‌گذرد، و هیچ‌چیز به شانس سپرده نمی‌شود. کارگاه ساخت ما همان آتلیه است، گفت‌وگوی روزانه‌ی همراهان همان جلسه‌ی برنامه‌ریزی، و گزارش روزانه به مادرها همان مستندسازی. حیاط ۱۴۸ متری هم پیاتزای ماست؛ جایی که همه همدیگر را می‌بینند.

منابع و مرجع رویکرد

پرسش‌های رایج

نه. رجیو امیلیا خودش را «رویکرد» و «الهام» می‌داند، نه روشی قابل کپی. هر مرکز باید نسخه‌ی خودش را با فرهنگ و جامعه‌ی خودش بسازد؛ به همین دلیل روشا «الهام‌گرفته از رجیو امیلیا» است.

شعری از لوریس مالاگوتزی که می‌گوید کودک صد راه برای بیان و فهمیدن دارد (نقاشی، ساختن، حرکت، آواز، گفت‌وگو) و آموزش سنتی نود و نه تای آن را از او می‌گیرد.

برنامه از پیش نوشته نمی‌شود؛ همراهان با مشاهده و مستندسازی علاقه‌های کودکان، پروژه‌ها و محیط هفته‌ی بعد را طراحی می‌کنند. اسکلت روز (ورود، بازی آزاد، قصه، ناهار) ثابت است و محتوا زنده.

بارقه‌ای از نور،
از همین امروز.

برای بازدیدِ بی‌عجله از روشا، پیش‌ثبت‌نام کنید تا با شما تماس بگیریم.